الشيخ أبو الفتوح الرازي

12

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

دستورى . رسول گفت : يا عيينه ( 1 ) چرا دستورى نخواستى ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! من هرگز دستورى نخواستم بر هيچ مرد از قبيلهء مضر ، آنگه گفت : اين سرخك كيست در پهلوى تو نشسته ؟ گفت : اين عايشه است . عيينه گفت : افلا انزل لك عن احسن الخلق : خواهى كه من فرود آيم بر تو از نيكوترين خلقان خداى ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : خداى تعالى اين معنى حرام كرد . چون بيرون شد عايشه گفت : اين كيست ؟ رسول گفت : هذا احمق مطاع و انّه لسيّد قومه على ما ترين ، اين احمقى است مطاع و سيّد قوم خود است با اين حماقت كه مىبينى ! عبد اللَّه عبّاس گفت ، مراد بقوله : * ( وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ ) * اسماء بنت عميس الخثعمى ( 2 ) است كه زن جعفر بن ابى طالب بود . و در آيت دليل است بر جواز نظر در آن كس كه بر او عقد خواهى بستن ، و اخبار به اين معنى وارد است . مغيره شعبه » گفت : من مىخواستم تا بر زنى عقد بندم . رسول - عليه السّلام - مرا گفت : اول ببين او را آنگه عقد بند ( 4 ) . و همچنين رسول - عليه السّلام - گفت : چون مردى خواهد كه بر زنى عقد بندد باكى نباشد كه در او نگرد . * ( وَكانَ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً ) * ، و خداى تعالى بر همه چيزى نگاهبان است . * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ ) * ، گفت : اى مؤمنان و گرويدگان در سراى رسول مروى مگر به دستورى ، كه شما را اذن دهند به طعامى . مفسّران گفتند : آيت در شأن وليمهء زينب آمد . انس مالك گفت : آيت حجاب كس از من بهتر نداند ، و ابىّ كعب از من پرسيد چون رسول - عليه السّلام - زينب بنت جحش را به خانه برد ، وليمه‌يى ساخت و گوسپندى بكشت و خرماى بسيار و پست . و امّ سليم رسول را حيسى فرستاد در كاسه‌اى سنگين . رسول مرا گفت : برو و صحابه را بخوان تا اين طعام بخورند . من برفتم و ايشان را بخواندم . ايشان مىآمدند گروه گروه و طعام مىخوردند و مىرفتند . چون جمله قوم طعام بخوردند و برفتند ، من گفتم : يا رسول

--> ( 1 ) - لب : عتبه . ( 2 ) - دا : خثعميه . ( 3 ) - دا : مغيره بن شعبه . ( 4 ) - اساس : به زن كن و عقد بند ، بوده كه ظاهرا توسط كاتب اصلى روى كلمهء « به زن كن » خط كشيده شده است .